الگوهای رایج خراب‌کردن فرصت‌ها

الگوهای خودتخریبگری و خراب‌کردن فرصت‌ها؛ نشانه‌ها و راهکارهای کوچک در مجله آگاهی

چرا بعضی وقت‌ها درست نزدیک فرصت، خودمان همه‌چیز را خراب می‌کنیم؟

«خراب‌کردن فرصت‌ها» معمولاً از بیرون شبیه بی‌مسئولیتی، تنبلی یا بی‌علاقگی دیده می‌شود؛ اما در بسیاری از تجربه‌ها، این رفتارها یک کارکرد حفاظتی دارند: ذهن می‌خواهد شما را از چیزی دشوار محافظت کند. در چارچوب CBT و ACT، خودتخریبگری اغلب شکل‌های مختلفی از اجتناب است؛ اجتناب از اضطرابِ ردشدن، شرمِ دیده‌شدن، سنگینیِ مسئولیت، ترسِ موفقیت، یا حتی دردِ انتخاب کردن و متعهد شدن.

نکته ظریف اینجاست: ذهن خیلی وقت‌ها «خطر» را با «نا آشنا بودن» اشتباه می‌گیرد. فرصت، یعنی ورود به منطقه‌ای که کنترل قبلی کم می‌شود؛ و وقتی کنترل کم می‌شود، سیستم هشدار (اضطراب/شرم) بالا می‌رود. پس یک راه سریع پیدا می‌کنیم که فشار را پایین بیاورد: عقب‌انداختن، کوچک‌سازی، به‌هم‌زدن رابطه، گیرکردن در جزئیات، یا تصمیم دقیقه نودی. نتیجه کوتاه‌مدت معمولاً تسکین است؛ اما نتیجه بلندمدت اغلب هزینه پنهان: از دست رفتن اعتمادبه‌نفس، فرصت‌های تکرارناشدنی، و شکل‌گیری چرخه‌های تکراری.

  • این مقاله به‌جای قضاوت، الگوها را «نام‌گذاری» می‌کند تا قابل دیدن و قابل تغییر شوند.
  • هدف: چند نشانه عملی برای تشخیص زودتر، و چند اقدام کوچک برای شکستن چرخه.

چرخه تقویت‌کننده: تسکین فوری، هزینه پنهان

در بسیاری از الگوهای خودتخریبگری، یک چرخه نسبتاً ثابت می‌بینیم:

  1. محرک: نزدیک‌شدن به یک فرصت (دعوت به مصاحبه، شروع رابطه جدی، ثبت‌نام یک دوره، اقدام برای درمان/ورزش).
  2. فکر خودکار: «اگه خراب کنم چی؟»، «اگه مسخره شم چی؟»، «اگه موفق شم و نتونم ادامه بدم چی؟»، «الان وقتش نیست».
  3. احساس: اضطراب، شرم، فشار، بی‌قراری، یا بی‌حسی.
  4. رفتار: تعویق، کمال‌گرایی، انصراف ناگهانی، حاشیه‌سازی، یا تکانشگری.
  5. پاداش کوتاه‌مدت: سبک‌شدن فوری (کاهش اضطراب/شرم).
  6. هزینه بلندمدت: پشیمانی، افت عزت‌نفس، تکرار الگو، محدود شدن دایره انتخاب‌ها.

CBT به ما کمک می‌کند فکرهای خودکار و باورهای زیربنایی را ببینیم (مثلاً «اگر کامل نباشم، دوست‌داشتنی نیستم»). ACT به ما یاد می‌دهد احساس‌ها را حذف نکنیم؛ بلکه با وجود آن‌ها، همسو با ارزش‌ها قدم برداریم؛ یعنی هدف «کم‌کردن اضطراب» نیست، هدف «کم‌کردن هزینه‌های اجتناب» است.

اگر دوست دارید تصویر دقیق‌تری از اجتناب و سبک‌های مقابله داشته باشید، صفحه سبک‌های مقابله: اجتناب، کنترل، تسلیم می‌تواند چارچوب مکمل خوبی بدهد.

الگوی ۱: تعویق در اقدام تا از دست رفتن زمان (تعللِ محافظتی)

این الگو وقتی فعال می‌شود که اقدام، احتمال ارزیابی شدن را بالا می‌برد: ارسال رزومه، پیام‌دادن، شروع پروژه، یا شروع ورزش. تعویق، در ظاهر «وقت خریدن» است؛ اما در عمل، راهی برای دورشدن از احساس‌های ناخوشایند است.

نشانه‌های رفتاری

  • شروع نکردن تا وقتی «فشار» زیاد شود.
  • جایگزین کردن کارهای کوچک (مرتب‌سازی، تحقیق بی‌پایان، چک‌کردن شبکه‌های اجتماعی).
  • منتظر ماندن برای انگیزه یا حالِ مناسب.

فکرهای رایج

  • «الان تمرکز ندارم، بعداً بهتر می‌شه.»
  • «اگه شروع کنم و خراب کنم، چی؟»
  • «باید اول همه‌چیز رو کامل بفهمم.»

احساس پشت‌پرده

اضطراب ارزیابی، ترس از اشتباه، یا شرم «به اندازه کافی نبودن».

پیامدها

  • کوتاه‌مدت: کاهش اضطراب، احساس کنترل موقت.
  • بلندمدت: فشرده شدن زمان، کیفیت پایین‌تر، تقویت باور «من نمی‌تونم».

الگوی ۲: کوچک‌سازی یا بی‌ارزش‌کردن فرصت (بی‌حس‌سازی شرم)

گاهی قبل از آن‌که کسی فرصت را «رد» کند، ما خودمان فرصت را بی‌ارزش می‌کنیم تا اگر نشد، دردش کمتر باشد. این الگو شبیه یک سپر است: «من که اصلاً خیلی هم نمی‌خواستم.»

نشانه‌های رفتاری

  • بی‌اهمیت نشان دادن موفقیت‌های نزدیک.
  • رد کردن تعریف دیگران یا تبدیلش به شوخی.
  • نیمه‌کاره رها کردن وقتی نتایج اولیه خوب است.

فکرهای رایج

  • «این که چیزی نیست، هرکی بود می‌تونست.»
  • «اگه برم جلو، توقعات بالا می‌ره.»
  • «این فرصت به درد من نمی‌خوره.»

احساس پشت‌پرده

شرم، ترس از دیده‌شدن، یا ترس از «بالا رفتن استانداردها».

پیامدها

  • کوتاه‌مدت: کاهش فشارِ توقع، کم شدن آسیب‌پذیری.
  • بلندمدت: کاهش انگیزه، تضعیف حس شایستگی، از دست رفتن مسیر رشد.

اگر این الگو با شرم گره خورده، مطالعه صفحه شرم، گناه و تصویر خود می‌تواند به نام‌گذاری تجربه کمک کند.

الگوی ۳: کمال‌گرایی و تعویق تا «شرایط کامل» (استانداردهای غیرقابل زندگی)

کمال‌گرایی همیشه با بلندپروازی سالم یکی نیست. در خودتخریبگری، کمال‌گرایی اغلب یک شرط پنهان دارد: «اگر نتوانم عالی باشم، بهتر است اصلاً شروع نکنم.» نتیجه: شروع عقب می‌افتد یا با فشار زیاد و فرساینده انجام می‌شود.

نشانه‌های رفتاری

  • شروع نکردن تا وقتی همه منابع، زمان، انرژی و ابزار «کامل» شود.
  • بازنویسی و اصلاح بی‌پایان (رزومه، پیام، پروژه، برنامه ورزشی).
  • اجتناب از عرضه عمومی چون «هنوز آماده نیست».

فکرهای رایج

  • «اگه کامل نباشه، آبرو می‌ره.»
  • «همه از من بهترن؛ باید دو برابر تلاش کنم.»
  • «وقتی خیالم راحت شد شروع می‌کنم.»

احساس پشت‌پرده

ترس از قضاوت، شرم، و نیاز شدید به کنترل نتیجه.

پیامدها

  • کوتاه‌مدت: حس امنیتِ مصنوعی (انگار هنوز در «مرحله آماده‌سازی» هستیم).
  • بلندمدت: فرسودگی، از دست رفتن فرصت‌ها، زندگی در حالت تعلیق.

برای فهم دقیق‌تر پیوند کمال‌گرایی و خودسرزنشی، این مطلب مکمل است: کمال‌گرایی و خودسرزنشی.

الگوی ۴: درگیری در حاشیه‌ها و جزئیات بی‌اثر (فرارِ هوشمندانه)

این الگو یکی از پیچیده‌ترین‌هاست چون ظاهراً «داریم کار می‌کنیم». اما کارِ اصلی به تعویق می‌افتد. ذهن، به‌جای مواجهه با قسمت ترسناک (ارسال درخواست، گفتگوی سخت، شروع تمرین)، ما را سرگرم قسمت‌های کم‌ریسک می‌کند.

نشانه‌های رفتاری

  • غرق شدن در تحقیق، ابزارها، قالب‌ها و برنامه‌ها.
  • مقایسه بی‌پایان مسیرها و سناریوها.
  • تبدیل تصمیم به پروژه ذهنی طولانی.

فکرهای رایج

  • «بذار اول همه گزینه‌ها رو دقیق بررسی کنم.»
  • «یک جزئیات مهم مونده؛ بعد از اون شروع می‌کنم.»
  • «اگه اشتباه انتخاب کنم، همه‌چیز خراب می‌شه.»

احساس پشت‌پرده

اضطراب انتخاب، ترس از پشیمانی، و نیاز به قطعیت.

پیامدها

  • کوتاه‌مدت: حس کنترل و «مسئولیت‌پذیری» بدون ریسک.
  • بلندمدت: از دست رفتن پنجره اقدام، افزایش تردید، فرسایش ذهنی.
نشانه کارِ واقعی کارِ حاشیه‌ای سوال تشخیصی
حس «خیلی درگیرم» ارسال/شروع/تمرین جمع‌آوری اطلاعات بی‌پایان «اگر فقط ۲ دقیقه وقت داشتم، چه کاری واقعاً جلو می‌برد؟»
نیاز به قطعیت یک انتخاب کوچک و قابل برگشت ساختن سناریوهای زیاد «کدام تصمیم، داده واقعی تولید می‌کند؟»

الگوی ۵: رابطه‌سازی‌های تکانشی یا به‌هم‌زدن روابط نزدیک فرصت (قطع اضطراب با انفجار)

در لحظه‌های فرصت، بعضی‌ها ناگهان وارد یک رابطه جدید، یک بحث شدید، یا یک تصمیم هیجانی می‌شوند؛ انگار سیستم عصبی دنبال «تخلیه» است. تکانشگری می‌تواند به‌صورت پیام‌های تند، قطع رابطه، یا ایجاد تنش با شریک/همکار بروز کند؛ و نتیجه این می‌شود که انرژی فرصت، صرف بحران می‌شود.

نشانه‌های رفتاری

  • تصمیم‌های ناگهانی درباره رابطه درست قبل از یک قدم مهم (مصاحبه، امتحان، قرارداد).
  • شروع گفتگوهای سنگین در زمان نامناسب.
  • رفتارهای آزمون‌گرانه: تحریک کردن طرف مقابل برای گرفتن واکنش.

فکرهای رایج

  • «اگر الان تکلیف رابطه روشن نشه، نمی‌تونم جلو برم.»
  • «باید بفهمم واقعاً دوستم داره یا نه.»
  • «اگه قرار باشه تنها باشم، پس این فرصت چه ارزشی داره؟»

احساس پشت‌پرده

اضطراب وابستگی، ترس از طرد، یا نیاز به اطمینان فوری.

پیامدها

  • کوتاه‌مدت: تخلیه هیجان، حس «بالاخره کاری کردم».
  • بلندمدت: بی‌ثباتی رابطه، پشیمانی، خراب شدن تمرکز و اعتبار.

برای تمرین‌های عملی در لحظه‌های تکانش، می‌توانید بعداً به این صفحه سر بزنید: واکنش‌های تکانه‌ای.

الگوی ۶: خودانتقادی فلج‌کننده و «منتقد درون» (سخت‌گیری به‌جای هدایت)

خودانتقادی گاهی نقش «مربی سخت‌گیر» را بازی می‌کند؛ اما در خودتخریبگری، منتقد درون به‌جای اصلاح، فلج می‌کند. به‌خصوص نزدیک فرصت‌هایی که دیده‌شدن و ارزیابی شدن را بالا می‌برد.

نشانه‌های رفتاری

  • قبل از اقدام، یک موج سرزنش و تحقیر درونی.
  • بعد از یک اشتباه کوچک، رها کردن کل مسیر.
  • اجتناب از درخواست کمک چون «باید خودم بلد باشم».

فکرهای رایج

  • «تو عرضه‌اش رو نداری.»
  • «اگر الان نتونی، هیچ‌وقت نمی‌تونی.»
  • «همه می‌فهمن که تقلبی‌ای.»

احساس پشت‌پرده

شرم، ترس از بی‌ارزش بودن، و نیاز به جلوگیری از تحقیر بیرونی با تحقیر درونی.

پیامدها

  • کوتاه‌مدت: ممکن است کمی «وادار به تلاش» کند.
  • بلندمدت: کاهش تاب‌آوری، اجتناب بیشتر، رابطه خصمانه با خود.

دو مثال واقعی‌نما: وقتی فرصت نزدیک می‌شود، الگو چطور فعال می‌شود؟

مثال ۱ (شغلی/یادگیری)

یک نفر برای یک موقعیت کاری خوب، دعوت به مصاحبه می‌شود. دو روز اول هیجان دارد، روز سوم شروع می‌کند به بازنویسی رزومه برای بار پنجم، دیدن ویدیوهای «مصاحبه حرفه‌ای» پشت‌سرهم، و مقایسه خودش با آدم‌های لینکدین. شب قبل مصاحبه، ناگهان می‌گوید «این شرکت ارزشش رو نداره» و ایمیل کنسلی می‌زند. تسکین فوری: اضطرابِ ارزیابی پایین می‌آید. هزینه پنهان: پیام زیرپوستی به خود: «من از پسش برنمیام».

مثال ۲ (رابطه/سلامت)

کسی تصمیم می‌گیرد ورزش را جدی شروع کند. هفته اول خوب پیش می‌رود. هفته دوم، یک روز تمرین را از دست می‌دهد و منتقد درون فعال می‌شود: «تو همیشه همین‌طوری هستی». همان شب، برای جبران حال بد، پرخوری می‌کند و بعد می‌گوید «دیگه فایده نداره». تسکین فوری: فرار از شرمِ «خطا». هزینه پنهان: تقویت ذهنیت صفر و صد و قطع شدن پیوستگی.

چطور زودتر تشخیص بدهیم؟ نقشه محرک←فکر←احساس←رفتار

تشخیص زودهنگام یعنی قبل از آن‌که رفتار خودتخریبگر «کامل» اجرا شود، آن را در مرحله علامت‌های اولیه ببینیم. یک نقشه ساده و کاربردی (با روح ACT/CBT) می‌تواند کمک کند:

  • محرک‌های رایج: نزدیک شدن به ارزیابی (مصاحبه/ارائه)، جدی شدن رابطه، پول و قرارداد، شروع یک مسیر جدید، دیده شدن در جمع.
  • فکرهای هشداردهنده: «یا عالی یا هیچی»، «الان وقتش نیست»، «اگه موفق بشم چی؟»، «باید مطمئن باشم».
  • حس‌های بدنی: گره معده، بی‌قراری، سنگینی سینه، یخ‌زدگی، یا بی‌حسی.
  • رفتارهای پیش‌درآمد: چک کردن زیاد، پیام‌های تکانشی، تحقیق بی‌پایان، گیر دادن به جزئیات، کناره‌گیری ناگهانی.

یک سوال کاربردی: «این کاری که الان می‌کنم، به ارزش‌ها و هدفم نزدیکم می‌کند یا فقط اضطرابم را کم می‌کند؟»

اگر دوست دارید با مفهوم فاصله‌گیری از فکر (بدون جنگیدن با آن) آشنا شوید، این صفحه در ادامه می‌تواند مفید باشد: فاصله‌گذاری شناختی.

سه اقدام کوچک و قابل انجام برای تغییر (بدون فشار و نسخه قطعی)

هدف این بخش «درست‌کردن کامل خود» نیست. هدف، ساختن یک شکاف کوچک بین محرک و واکنش است؛ همان شکافی که امکان انتخاب را برمی‌گرداند. اگر دوست دارید تمرین‌های بیشتری در همین مسیر داشته باشید، می‌توانید سری هم به مجله آگاهی بزنید.

1) تمرین ۳ تا ۷ دقیقه‌ای «توقف و نام‌گذاری» در لحظه‌های نزدیک فرصت

  1. توقف (۳۰ ثانیه): یک مکث کوتاه. فقط بنشینید یا بایستید. نگاهتان را روی یک نقطه ثابت کنید.
  2. تشخیص محرک (۱ دقیقه): دقیق بنویسید «الان چه فرصتی نزدیک است؟» (مثلاً ارسال ایمیل، تماس، رفتن به باشگاه، گفتگوی شفاف).
  3. نام‌گذاری احساس (۱ دقیقه): فقط نام‌ها: اضطراب، شرم، هیجان، حسادت، سردرگمی، فشار. اگر چندتاست، ۲ مورد اصلی را انتخاب کنید.
  4. انتخاب یک اقدام ۲ دقیقه‌ای (۲ دقیقه): کوچک‌ترین قدم واقعی که مسیر را جلو می‌برد: ارسال یک پیام کوتاه، باز کردن فایل و نوشتن ۳ خط، پوشیدن کفش ورزش، رزرو وقت.
  5. جمله پایانی (۳۰ ثانیه): «لازم نیست احساس حذف شود؛ فقط لازم است یک قدم کوچک انجام شود.»

2) پروتکل هفتگی کوتاه (حداکثر ۳ گام) برای رصد الگوها و ساخت پاسخ جایگزین

  1. جمع‌آوری ۳ نمونه: این هفته ۳ موقعیت را یادداشت کنید که نزدیک فرصت، رفتارتان تغییر کرد (حتی کوچک).
  2. پیدا کردن الگوی مشترک: برای هر مورد بنویسید: محرک + فکر + احساس + رفتار. سپس یک جمله: «این رفتار چه چیزی را برایم کم می‌کرد؟»
  3. طراحی پاسخ جایگزین: فقط یک جایگزین کوچک برای هفته بعد: «وقتی X شد، به جای Y، کار Z را ۲ دقیقه انجام می‌دهم.»

3) چند جمله نمونه برای بازسازی شناختی ملایم و فاصله‌گذاری از فکر

  • «الان ذهنم دارد سناریوی رد شدن را نشان می‌دهد؛ این فقط یک فکر است، نه حکم قطعی.»
  • «می‌توانم هم مضطرب باشم، هم یک قدم کوچک بردارم.»
  • «کامل بودن شرط شروع نیست؛ شروع، شرط بهتر شدن است.»
  • «اگر قرار است اشتباهی باشد، ترجیح می‌دهم در مسیر یادگیری اتفاق بیفتد، نه در توقف.»
  • «این میل به تعویق، شاید تلاش بدنم برای امنیت است؛ من می‌توانم امنیت را با قدم کوچک هم بسازم.»

جمع‌بندی کاربردی

الگوهای خراب‌کردن فرصت‌ها معمولاً «بدخواه» نیستند؛ اغلب تلاش‌هایی هستند برای مدیریت اضطراب، شرم، نیاز به کنترل، یا ترس از مسئولیت و دیده‌شدن. مسئله اصلی این است که این راه‌حل‌های سریع، در کوتاه‌مدت تسکین می‌دهند اما در بلندمدت هزینه می‌سازند: کاهش اعتمادبه‌نفس، تکرار چرخه، و کوچک شدن دایره انتخاب‌ها. اگر بتوانید الگو را زودتر در نقشه محرک→فکر→احساس→رفتار تشخیص دهید، یک پنجره کوچک برای انتخاب ایجاد می‌شود. از همان‌جا، تغییر واقع‌بینانه شروع می‌شود: نه با انقلاب بزرگ، بلکه با یک اقدام ۲ دقیقه‌ای، یک بازبینی هفتگی کوتاه، و چند جمله ملایم برای فاصله‌گذاری از فکر. تغییر، بیشتر از آن‌که «زور زدن» باشد، «دیدن دقیق‌تر» است.

پرسش‌های متداول

آیا خودتخریبگری یعنی من واقعاً نمی‌خواهم موفق شوم؟

نه لزوماً. خیلی وقت‌ها خواستن وجود دارد، اما همراه با ترس از پیامدهای موفقیت: دیده‌شدن، بالا رفتن انتظارها، مسئولیت بیشتر، یا از دست دادن هویت آشنا. خودتخریبگری می‌تواند تلاشی باشد برای کم کردن اضطراب. به جای تفسیر اخلاقی، بهتر است کارکردش را ببینید: «این رفتار چه چیزی را برایم تحمل‌پذیرتر می‌کند؟»

چطور بفهمم تعویق من «تنبلی» است یا «اجتناب»؟

اگر تعویق همراه با اضطراب، شرم، یا نیاز شدید به اطمینان است و بعد از عقب انداختن، برای چند دقیقه سبک می‌شوید، احتمالاً اجتناب نقش پررنگ‌تری دارد. همچنین اگر مدام سراغ کارهای کم‌ریسک می‌روید (تحقیق، برنامه‌ریزی، مرتب‌سازی) اما کار اصلی جلو نمی‌رود، معمولاً پای اجتناب در میان است، نه کمبود توانایی.

آیا کمال‌گرایی همیشه بد است؟

کمال‌گراییِ سالم می‌تواند به کیفیت کمک کند، اما وقتی تبدیل به شرط شروع یا شرط ارزشمندی شود، هزینه‌ساز می‌شود. نشانه مهمش این است: «یا عالی یا هیچ». اگر معیارها طوری‌اند که عملاً اجازه تجربه و خطا نمی‌دهند، کمال‌گرایی از یک استاندارد مفید به یک مکانیسم محافظتی تبدیل می‌شود که فرصت‌ها را عقب می‌اندازد.

چرا درست قبل از یک فرصت مهم، دعوا یا بحران رابطه‌ای درست می‌کنم؟

گاهی سیستم عصبی برای تنظیم فشار، به واکنش‌های سریع پناه می‌برد: بحث، قطع رابطه، پیام‌های تند، یا آزمون گرفتن از طرف مقابل. این کار ممکن است اضطراب را موقتاً تخلیه کند یا حس کنترل بدهد، اما توجه و انرژی را از فرصت اصلی می‌گیرد. تمرین مکث کوتاه و انتخاب یک اقدام کوچک می‌تواند کمک کند بحران، «تنظیم هیجان» را جایگزین نکند.

اگر چند بار فرصت را خراب کرده باشم، یعنی دیگر دیر شده؟

معمولاً نه. دیر شدن یک فرصت خاص ممکن است واقعی باشد، اما چیزی که قابل بازیابی است، مهارت تشخیص الگو و ساختن پاسخ جایگزین است. با ثبت چند نمونه، دیدن محرک‌ها و فکرهای مشترک، و طراحی یک «قدم ۲ دقیقه‌ای» برای موقعیت‌های مشابه، می‌توانید احتمال تکرار را کم کنید. تغییر در این حوزه اغلب تدریجی و قابل تمرین است.

چه زمانی بهتر است کمک حرفه‌ای بگیرم؟

اگر خودتخریبگری باعث آسیب جدی به کار، رابطه، سلامت، یا کیفیت زندگی شده؛ یا اگر اضطراب/شرم آن‌قدر شدید است که به‌تنهایی قابل مدیریت نیست؛ یا اگر الگوها با افسردگی، حملات پانیک، یا رفتارهای پرخطر همراه می‌شوند، حمایت حرفه‌ای می‌تواند مفید باشد. کمک گرفتن به معنی «ضعف» نیست؛ می‌تواند یک انتخاب مسئولانه برای کاهش هزینه‌های چرخه باشد.

نگار شریفی نویسنده و پژوهشگر روان‌شناسی کاربردی در «مجله آگاهی» است. او با رویکردی دقیق و انسان‌محور، تجربه‌های ذهنی و هیجانی را بررسی می‌کند و مقاله‌هایی روشن و قابل‌اجرا می‌نویسد. تمرکز او کمک به خواننده برای دیدن ریشه‌ها، تنظیم واکنش‌ها و ساختن تغییرهای کوچک اما ماندگار در کیفیت زندگی و روابط است.
نگار شریفی نویسنده و پژوهشگر روان‌شناسی کاربردی در «مجله آگاهی» است. او با رویکردی دقیق و انسان‌محور، تجربه‌های ذهنی و هیجانی را بررسی می‌کند و مقاله‌هایی روشن و قابل‌اجرا می‌نویسد. تمرکز او کمک به خواننده برای دیدن ریشه‌ها، تنظیم واکنش‌ها و ساختن تغییرهای کوچک اما ماندگار در کیفیت زندگی و روابط است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

6 + 18 =