اجتناب، کنترل یا تسلیم؛ پاسخ‌های متفاوت به یک تهدید

تصویر مفهومی از سبک‌های مقابله (اجتناب، کنترل، تسلیم) در برابر تهدید، مناسب مقاله مجله آگاهی

اجتناب، کنترل یا تسلیم؛ پاسخ‌های متفاوت به یک تهدید

تهدید همیشه یک اتفاق بیرونیِ واضح نیست؛ بیشتر وقت‌ها یک «تجربه ذهنی» است: احساس خطر برای امنیت، تعلق، کنترل، یا ارزشمندیِ خود. ممکن است پیام یک مدیر، دیر جواب دادنِ شریک عاطفی، یا حتی دیدن موفقیت یک دوست در شبکه‌های اجتماعی، در بدن و ذهن ما مثل آژیر عمل کند. مغز برای بقا طراحی شده و در مواجهه با تهدید، دنبال «تسکین فوری» می‌گردد؛ یعنی کاری که سریع اضطراب را پایین بیاورد، حتی اگر بعدها هزینه داشته باشد. این‌جا پای سبک‌های مقابله وسط می‌آید: اجتناب، کنترل، و تسلیم؛ سه پاسخ رایج که بیشتر از آن‌که «عیب شخصیت» باشند، راه‌حل‌های یادگرفته‌شده برای کاهش فشارِ لحظه‌ای‌اند.

سه پاسخ به یک تهدید: اجتناب، کنترل، تسلیم

وقتی تهدید را حس می‌کنیم، سیستم عصبی دنبال کم‌کردن ناایمنی است. بعضی‌ها فاصله می‌گیرند (اجتناب)، بعضی‌ها محکم‌تر می‌چسبند و مدیریت می‌کنند (کنترل)، و بعضی‌ها برای پایان‌دادن به تنش کوتاه می‌آیند (تسلیم). جدول زیر یک نقشه سریع می‌دهد و بعد، هرکدام را دقیق‌تر باز می‌کنیم.

سبک تسکین فوری چه می‌دهد؟ فایده کوتاه‌مدت هزینه بلندمدت چرخه تکرار (تقویت)
اجتناب کاهش فوری اضطراب با دور شدن کم شدن تنش، احساس امنیّت موقت کوچک شدن زندگی، عقب افتادن کارها/روابط «فرار کردم، پس خطر واقعی بود»
کنترل احساس تسلط با برنامه‌ریزی/چک کردن/اصلاح کاهش ابهام، حس کارآمدی فرسودگی، تنش رابطه، گیر افتادن در کمال‌گرایی «اگر کنترل نکنم، فاجعه می‌شود»
تسلیم پایان دادن سریع به تعارض با کوتاه آمدن کاهش تنش، حفظ رابطه/جلوگیری از قضاوت خشم پنهان، بی‌صدایی نیازها، رنجش انباشته «اگر خودم را کنار بگذارم، امن‌ترم»

اجتناب: فاصله گرفتن برای آرام شدن

اجتناب یعنی از موقعیت، گفت‌وگو، احساس یا فکرِ تهدیدکننده دور شویم: جواب ندادن، عقب انداختن، نرفتن، عوض کردن موضوع، یا غرق شدن در سرگرمی برای حس نکردن. توضیح کارکردیِ آن ساده است: سیستم عصبی با دور شدن از محرک، سریع‌تر آرام می‌شود.

  • فایده کوتاه‌مدت: اضطراب کمتر، خیال راحت موقت، جلوگیری از درگیری.
  • هزینه بلندمدت: فرصت‌های رشد از دست می‌رود، اعتماد در رابطه کاهش می‌یابد، کارها جمع می‌شود و تهدید بزرگ‌تر به نظر می‌رسد.
  • چرخه تکرار: چون با اجتناب فوراً آرام می‌شویم، مغز یاد می‌گیرد «اجتناب = نجات». همین کاهش فوریِ فشار، اجتناب را تقویت می‌کند.

کنترل: مدیریت ابهام برای احساس امنیت

کنترل یعنی تلاش کنیم با برنامه‌ریزی افراطی، چک‌کردن مداوم، اصلاح جزئیات، یا هدایت رفتار دیگران، احتمال خطر را صفر کنیم. کنترل همیشه بد نیست؛ مشکل وقتی است که تبدیل به تنها راه آرام شدن می‌شود.

  • فایده کوتاه‌مدت: حس تسلط، کاهش ابهام، تصمیم‌گیری سریع‌تر.
  • هزینه بلندمدت: خستگی و فرسودگی، انعطاف پایین، اصطکاک با دیگران، گیر افتادن در «اگر درستش نکنم، خراب می‌شود».
  • چرخه تکرار: هر بار کنترل جواب می‌دهد (یا فکر می‌کنیم جواب داده)، باور «من فقط با کنترل امنم» قوی‌تر می‌شود.

تسلیم: کوتاه آمدن برای قطعِ تنش

تسلیم یا راضی‌سازی یعنی نیاز و نظر خودمان را عقب ببریم تا تعارض تمام شود: «هرچی تو بگی»، «اشکال نداره»، «من که مهم نیستم». این سبک معمولاً با ترس از طرد، قضاوت، یا از دست دادن رابطه همراه است، اما باز هم یک راهِ کارکردی برای کم کردن تهدیدِ اجتماعی است.

  • فایده کوتاه‌مدت: تنش کمتر، دعوا نمی‌شود، طرف مقابل آرام می‌شود.
  • هزینه بلندمدت: رنجش و خشم زیرپوستی، فرسایش عزت نفس، فاصله از ارزش‌ها و نیازهای واقعی.
  • چرخه تکرار: چون «کوتاه آمدن» فوری آتش تعارض را خاموش می‌کند، مغز نتیجه می‌گیرد: «امنیت یعنی حذف خود».

چطور بفهمیم کدام الگو فعال شده؟

تشخیص سبک‌های مقابله با یک سؤال شروع می‌شود: «الان دنبال چه نوع تسکینی هستم؟» بعد می‌توانیم نشانه‌ها را در چهار کانال ببینیم: بدن، توجه، فکر، رفتار. این تشخیص قرار نیست شما را قضاوت کند؛ فقط کمک می‌کند قبل از واکنش خودکار، یک لحظه مکث کنید. برای ابزار مکث می‌توانید به صفحه درنگ و تنظیم واکنش هم سر بزنید.

نشانه‌های اجتناب

  • بدن: بی‌حسی، خستگی ناگهانی، سنگینی، یا میل شدید به خواب/فرار.
  • توجه: حواس‌پرتی سریع، پریدن بین کارها، غرق شدن در اسکرول.
  • فکر: «الان وقتش نیست»، «بعداً درست می‌شود»، «بی‌خیال».
  • رفتار: جواب ندادن، کنسل کردن، تعلل، ترک گفت‌وگو، شوخی برای عوض کردن فضا.

نشانه‌های کنترل

  • بدن: تنش گردن و فک، بی‌قراری، نیاز به حرکت یا چک کردن.
  • توجه: تمرکز روی خطرها و سناریوها، گیر کردن روی جزئیات.
  • فکر: «باید مطمئن شوم»، «اگر یک چیز جا بماند…»، «همه چیز به من بستگی دارد».
  • رفتار: چک کردن، بازبینی زیاد، پرسیدن اطمینان‌بخش، کنترل پیام‌ها/زمان‌بندی/نتیجه.

نشانه‌های تسلیم

  • بدن: جمع شدن شانه‌ها، گره در گلو، لبخند اجباری، دلشوره اجتماعی.
  • توجه: رصد حال طرف مقابل، حساسیت به تغییر لحن/اخم/سکوت.
  • فکر: «نکند ناراحت شود»، «من زیادی‌ام»، «اگر مخالفت کنم، رابطه خراب می‌شود».
  • رفتار: موافقت سریع، عذرخواهی زیاد، توضیح اضافه، عقب‌نشینی از خواسته.

ریشه‌های مشترک: ناایمنی، عدم‌قطعیت و تجربه‌های یادگرفته‌شده

اجتناب، کنترل و تسلیم از بیرون متفاوت‌اند، اما اغلب یک هدف مشترک دارند: کاهش اضطراب و بالا بردن حس امنیت. این الگوها معمولاً از ترکیبِ یادگیری، تجربه‌های رابطه‌ای، و میزان تحمل ابهام شکل می‌گیرند.

یادگیری و «رفتارهای ایمنی»

وقتی در گذشته یک رفتار (مثلاً سکوت کردن، چک کردن، یا کنار کشیدن) باعث شده تنش کمتر شود، مغز آن را به عنوان «رفتار ایمنی» ذخیره می‌کند. مشکل این است که رفتارهای ایمنی به ما اجازه نمی‌دهند بفهمیم بدون آن‌ها هم می‌توانیم از موقعیت عبور کنیم؛ یعنی فرصت تجربه جدید را می‌گیرند.

عدم‌تحملِ عدم‌قطعیت

بعضی تهدیدها دقیقاً به‌خاطر نامعلوم بودنشان سخت‌اند: «نمی‌دانم چه می‌شود»، «نمی‌دانم او چه فکری می‌کند»، «نمی‌دانم نتیجه چه خواهد شد». کنترل معمولاً واکنش مستقیم به این ابهام است، اجتناب تلاش برای کنار زدن ابهام، و تسلیم تلاش برای پایان دادن به تعارضی که ابهام ساخته است.

سه چهره از یک هدف

گاهی یک نفر در یک حوزه کنترل‌گر است (کار)، در یک حوزه اجتنابی (گفت‌وگوی عاطفی)، و در یک حوزه تسلیم (خانواده). این تغییر نشان می‌دهد ما با «شخصیت ثابت» طرف نیستیم؛ با الگوهای سازگارشده طرفیم که بسته به زمینه فعال می‌شوند. اگر حس می‌کنید درونتان چند نیرو با هم کشتی می‌گیرند، دیدنِ موضوع از زاویه تعارض درونی می‌تواند کمک‌کننده باشد.

چرخه‌های روزمره

برای ملموس شدن موضوع، سه سناریوی رایج را ببینیم. نکته کلیدی این است: محرک یکسان می‌تواند سه پاسخ متفاوت فعال کند، چون تهدیدِ اصلی برای هر نفر فرق دارد (طرد، بی‌کفایتی، بی‌ثباتی، از دست دادن کنترل).

۱) رابطه: پیام بی‌پاسخ

محرک: پیام می‌دهید و چند ساعت جواب نمی‌آید.

  • اجتناب: «ولش کن» و چند روز سرد می‌شوید تا آسیب نخورید. تسکین: کم شدن اضطرابِ انتظار. هزینه: فاصله و سوءتفاهم.
  • کنترل: چند بار آنلاین بودن را چک می‌کنید، پیام دوم می‌دهید، سناریو می‌چینید. تسکین: حس مدیریت. هزینه: فرسودگی و تنش.
  • تسلیم: خودتان را مقصر می‌دانید و پیام عذرخواهی می‌فرستید تا فضا آرام شود. تسکین: رفع تعارض فرضی. هزینه: حذف نیازهای خود.

۲) کار/درس: بازخورد منفی یا احتمال اشتباه

محرک: استاد/مدیر می‌گوید «این بخش نیاز به اصلاح دارد».

  • اجتناب: پروژه را کنار می‌گذارید یا دیر تحویل می‌دهید تا با حس ناکافی بودن روبه‌رو نشوید.
  • کنترل: ساعت‌ها روی جزئیات می‌مانید، استاندارد را غیرواقعی بالا می‌برید؛ نزدیک به چرخه‌های کمال‌گرایی و خودسرزنشی.
  • تسلیم: بدون گفت‌وگو یا دفاع منطقی، همه مسئولیت را می‌پذیرید و از حق خود برای توضیح یا مذاکره می‌گذرید.

۳) شبکه‌های اجتماعی/سلامت: مقایسه و نگرانی

محرک: یک پست درباره موفقیت، بدن ایده‌آل یا سبک زندگی «کامل» می‌بینید یا یک علامت بدنی کوچک نگران‌تان می‌کند.

  • اجتناب: به جای رسیدگی واقعی، با اسکرول/خواب/خوردن حواس‌تان را پرت می‌کنید.
  • کنترل: جست‌وجوی وسواس‌گونه، برنامه‌های سخت‌گیرانه، چک کردن مداوم؛ تسکین: «اگر بیشتر بدانم، امن‌ترم».
  • تسلیم: نتیجه می‌گیرید «من نمی‌تونم»، دست از تلاش سالم می‌کشید یا تصمیم‌های خودتان را به نظر دیگران می‌سپارید.

چه زمانی این الگوها مشکل‌ساز می‌شوند؟

خودِ این سبک‌ها «بد» نیستند؛ مسئله این است که آیا انعطاف داریم یا نه. نشانگرهای زیر تشخیصی نیستند، فقط علامت‌های کاربردی‌اند که می‌گویند شاید وقت بازبینی رسیده باشد:

  • خشکی و تکرار: تقریباً همیشه یک پاسخ ثابت دارید، حتی وقتی نتیجه نمی‌دهد.
  • کوچک شدن زندگی: انتخاب‌ها کم می‌شود؛ کمتر می‌روید، کمتر تجربه می‌کنید، کمتر حرف می‌زنید.
  • فشار رابطه‌ای: نزدیکان حس می‌کنند یا دور می‌شوید، یا کنترل می‌کنید، یا خودتان را حذف می‌کنید.
  • مصرف انرژی بالا: آرامش‌تان «گران» تمام می‌شود؛ با چک‌کردن، توضیح دادن، یا فرار.
  • قطع ارتباط با ارزش‌ها: تصمیم‌ها کمتر از «چیزی که مهم است» می‌آیند و بیشتر از «چیزی که می‌ترساندم».

اگر در لحظه‌های فشار تصمیم‌گیری گیر می‌کنید، نگاه کردن به الگوی «تصمیم زیر تنش» می‌تواند کمک کند: تصمیم در تنش.

پلِ تغییر: از واکنش فوری به انتخاب کوچک

تغییر معمولاً با «حذف اضطراب» شروع نمی‌شود؛ با تغییر رابطه ما با اضطراب شروع می‌شود. رویکردهای ACT و CBT هر دو روی یک نکته مشترک تأکید دارند: لازم نیست قبل از حرکت، کاملاً مطمئن یا کاملاً آرام شوید. می‌شود با اضطرابِ قابل‌تحمل، قدم کوچک برداشت.

سه حرکت ACT به زبان ساده

  • پذیرشِ ناراحتیِ قابل‌تحمل: یعنی به جای جنگیدن برای حذف حس، جا باز کنیم تا حس باشد و ما هم انتخاب کنیم. نه تسلیمِ بی‌صدا، نه کنترلِ فرساینده؛ فقط پذیرشِ حضورِ حس.
  • فاصله گرفتن از فکر (دیفیوژن): به جای «این فکر حقیقت است»، بگوییم «ذهنم دارد این فکر را تولید می‌کند». اگر دوست دارید این مهارت را دقیق‌تر تمرین کنید: فاصله‌گذاری شناختی.
  • اقدام مبتنی بر ارزش‌ها: سؤال محوری: «اگر ترس نبود، من دوست داشتم در این موقعیت چه جور آدمی باشم؟» ارزش‌ها قطب‌نما هستند، نه دستورالعمل صددرصد.

یک ابزار خیلی کوچک CBT: برچسب‌گذاری فکر + آزمایش رفتاری

دو میکروابزار ساده:

  1. برچسب‌گذاری فکر: به جای بحث با فکر، نوعش را نام‌گذاری کنید: «پیش‌بینی فاجعه»، «ذهن‌خوانی»، «بایدِ سخت‌گیرانه»، «همه یا هیچ».
  2. آزمایش رفتاری: یک قدم کوچک برخلاف الگو انجام دهید تا مغز داده جدید بگیرد. مثال: اگر کنترل‌گر می‌شوید، یک بار «چک کردن» را ۲۰ دقیقه عقب بیندازید و ببینید چه می‌شود. اگر اجتنابی هستید، فقط ۵ دقیقه وارد کار شوید. اگر تسلیم می‌شوید، یک جمله مرزبندی نرم بگویید.

هدف پل تغییر این نیست که دیگر اجتناب/کنترل/تسلیم نکنیم؛ هدف این است که انتخاب‌هایمان بیشتر شود و هر بار، یک درجه آگاهانه‌تر عمل کنیم.

تمرین‌ها و قدم بعدی (کوچک و قابل انجام)

این بخش برای این طراحی شده که از خواندن، به تمرین برسید؛ بدون فشار و با امکان تکرار.

تمرین ۳ تا ۷ دقیقه‌ای برای همان لحظه: «مکث سه‌مرحله‌ای»

  1. ۳۰ ثانیه نام‌گذاری: زیر لب بگویید: «الان تهدید را حس می‌کنم». بعد اضافه کنید: «سبک مقابله‌ای که فعال شده احتمالاً … است» (اجتناب/کنترل/تسلیم).
  2. ۲ دقیقه تنظیم بدن: بازدم را کمی طولانی‌تر کنید (مثلاً ۴ ثانیه دم، ۶ ثانیه بازدم) و هم‌زمان کف پا را روی زمین حس کنید. هدف آرامش کامل نیست؛ هدف پایین آوردن شدت تا حد قابل مدیریت است.
  3. ۱ تا ۳ دقیقه انتخاب کوچک: یک اقدام ۱۰ درصدی انتخاب کنید: یک پیام روشن، یک شروع کوچکِ کار، یا یک «نه» مؤدبانه.

سه قدم خیلی مشخص برای هفته آینده

  1. نقشه شخصی سبک‌های مقابله: یک بار (فقط یک بار) بعد از یک موقعیت تنش‌زا، در ۵ خط بنویسید: محرک چه بود؟ بدنم چه گفت؟ ذهنم چه گفت؟ چه کردم؟ هزینه‌اش چه بود؟
  2. یک آزمایش ۱۵ دقیقه‌ای: یک موقعیت کم‌ریسک انتخاب کنید و برخلاف الگوی غالب‌تان عمل کنید:
    • اگر اجتناب: ۱۵ دقیقه شروعِ کار یا گفت‌وگو (فقط شروع).
    • اگر کنترل: ۱۵ دقیقه «چک نکردن/اصلاح نکردن» و تحمل ابهام.
    • اگر تسلیم: یک جمله درخواست یا ترجیح (بدون توضیح اضافه).
  3. یک گفت‌وگوی شفاف‌ساز: با یک نفر امن، یک جمله روشن بگویید: «من وقتی مضطرب می‌شم یا دور می‌شم یا زیادی کنترل می‌کنم؛ اگر دیدی، بهم یادآوری کن مکث کنم.» این کار، شرم را کم و آگاهی را زیاد می‌کند.

اسکریپت نام‌گذاری تجربه درونی (بدون شعار)

می‌توانید دقیقاً از این جمله‌ها استفاده کنید و با کلمات خودتان تغییرش دهید:

  • «الان ذهنم دارد تهدید را بزرگ می‌کند و دنبال تسکین فوری است.»
  • «بدنم پیام خطر می‌دهد؛ این لزوماً به معنی خطر واقعی نیست.»
  • «الان میل دارم اجتناب/کنترل/تسلیم کنم؛ می‌تونم یک انتخاب ۱۰ درصدی هم داشته باشم.»
  • «این فقط یک فکر است، نه فرمان.»

جمع‌بندی

اجتناب، کنترل و تسلیم سه شکل رایج از سبک‌های مقابله در برابر تهدید هستند؛ پاسخ‌هایی که معمولاً از تجربه‌های قبلی و تلاش طبیعی برای کاهش اضطراب می‌آیند. هر کدام تسکین فوری می‌دهند و دقیقاً به همین دلیل تکرار می‌شوند، اما اگر خشک و دائمی شوند، هزینه‌هایی مثل کوچک شدن زندگی، فشار رابطه‌ای، مصرف انرژی بالا و دور شدن از ارزش‌ها را به همراه دارند. نقطه شروع تغییر، قضاوت کردن خودمان نیست؛ دیدن الگو و ساختن یک مکث کوتاه است: نام‌گذاری تجربه، تنظیم بدن، و انتخاب یک قدم کوچک مبتنی بر ارزش‌ها. وقتی انتخاب‌ها بیشتر شود، احساس آزادی هم بیشتر می‌شود؛ حتی اگر تهدید و عدم‌قطعیت کاملاً حذف نشوند.

پرسش‌های متداول

آیا اجتناب همیشه بد است؟

نه. گاهی اجتناب کوتاه‌مدت یک انتخاب سالم است؛ مثلاً وقتی خیلی خسته‌اید و ادامه گفت‌وگو فقط آسیب می‌زند، یا وقتی نیاز دارید قبل از پاسخ دادن مکث کنید. مشکل زمانی شروع می‌شود که اجتناب تبدیل به تنها راه آرام شدن شود و باعث شود کارها، رابطه‌ها یا مراقبت از خود به تعویق بیفتد و زندگی محدودتر شود.

کنترل کردن چه فرقی با مسئولیت‌پذیری دارد؟

مسئولیت‌پذیری یعنی کارهای در کنترل خودتان را انجام دهید و نتیجه را تا حدی بسپارید. کنترلِ مشکل‌زا معمولاً همراه با چک کردنِ وسواس‌گونه، نیاز به قطعیت کامل، و فشار برای مدیریت واکنش دیگران است. اگر آرامش شما فقط وقتی می‌آید که همه چیز «تضمین» شود، احتمالاً از مسئولیت‌پذیری عبور کرده‌اید و وارد کنترلِ فرساینده شده‌اید.

تسلیم یعنی آدم ضعیف است؟

نه. تسلیم اغلب یک راه یادگرفته‌شده برای حفظ امنیت رابطه‌ای است؛ مخصوصاً وقتی فرد در گذشته تجربه کرده که مخالفت، هزینه سنگینی دارد. این سبک در کوتاه‌مدت تنش را کم می‌کند، اما اگر مزمن شود، نیازها دیده نمی‌شود و رنجش انباشته شکل می‌گیرد. هدف، جایگزین کردن «مرزبندی نرم» به جای حذف کامل خود است.

چطور بفهمم در لحظه کدام سبک فعال شده است؟

به دنبال «تسکین فوری» بگردید. اگر می‌خواهید دور شوید و حس نکنید، احتمالاً اجتناب فعال است. اگر می‌خواهید چک کنید، مدیریت کنید یا مطمئن شوید، کنترل فعال است. اگر می‌خواهید سریع رضایت طرف مقابل را جلب کنید و از تعارض خارج شوید، تسلیم فعال است. نشانه‌های بدنی مثل تنش فک (کنترل)، بی‌حسی (اجتناب) یا گره گلو (تسلیم) هم سرنخ خوبی هستند.

آیا ممکن است هر سه سبک را با هم داشته باشم؟

بله، خیلی رایج است. ممکن است در کار کنترل‌گر شوید، در روابط اجتنابی، و در خانواده تسلیم. این یعنی شما «متناقض» نیستید؛ یعنی مغزتان بسته به نوع تهدید و تجربه‌های قبلی، راه‌حل‌های متفاوتی برای کاهش اضطراب انتخاب می‌کند. با افزایش آگاهی و تمرین مکث، می‌توانید انعطاف را بالا ببرید.

اگر این الگوها در رابطه آسیب ایجاد کرده‌اند از کجا شروع کنم؟

از یک تغییر کوچک و قابل مشاهده شروع کنید، نه از وعده‌های بزرگ. مثلاً اگر اجتناب می‌کنید، یک پیام کوتاهِ روشن بدهید که «الان نیاز به مکث دارم و برمی‌گردم». اگر کنترل می‌کنید، یک حوزه را مشخص کنید که امروز چک نکنید. اگر تسلیم می‌شوید، یک ترجیح کوچک را بیان کنید. سپس اثرش را ببینید و تنظیم کنید؛ هدف پیشروی تدریجی است.

نگار شریفی نویسنده و پژوهشگر روان‌شناسی کاربردی در «مجله آگاهی» است. او با رویکردی دقیق و انسان‌محور، تجربه‌های ذهنی و هیجانی را بررسی می‌کند و مقاله‌هایی روشن و قابل‌اجرا می‌نویسد. تمرکز او کمک به خواننده برای دیدن ریشه‌ها، تنظیم واکنش‌ها و ساختن تغییرهای کوچک اما ماندگار در کیفیت زندگی و روابط است.
نگار شریفی نویسنده و پژوهشگر روان‌شناسی کاربردی در «مجله آگاهی» است. او با رویکردی دقیق و انسان‌محور، تجربه‌های ذهنی و هیجانی را بررسی می‌کند و مقاله‌هایی روشن و قابل‌اجرا می‌نویسد. تمرکز او کمک به خواننده برای دیدن ریشه‌ها، تنظیم واکنش‌ها و ساختن تغییرهای کوچک اما ماندگار در کیفیت زندگی و روابط است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 − دو =