نشانه‌های عبور از مرحله‌ی قدیمی خود

تصویر مفهومی از نشانه‌های عبور از مرحله‌ی قدیمی خود؛ فردی کنار پنجره و دفترچه‌ای در فضای آرام، مناسب مجله آگاهی

نشانه‌های عبور از مرحله‌ی قدیمی خود

گاهی تغییر نه شبیه «یک تصمیم بزرگ»، بلکه شبیه یک دوره‌ی بینابینی است: انگار نسخه‌ی قبلیِ شما دیگر کاملا کار نمی‌کند، اما نسخه‌ی جدید هم هنوز جا نیفتاده. در این فاصله ممکن است همزمان احساس سبک‌تر شدن و ترسیدن، شفاف‌تر شدن و گیج شدن، نزدیک‌تر شدن و فاصله گرفتن را تجربه کنید.

این وضعیت اغلب وقتی رخ می‌دهد که روایت ذهنیِ قدیمی (اینکه «من چه کسی هستم و چطور باید زندگی کنم») با تجربه‌های جدید، ارزش‌های تازه یا مرزبندی‌های نو همخوان نیست. ذهن برای امنیت، تعلق و پیش‌بینی‌پذیری ساخته شده؛ بنابراین حتی تغییرهای مفید هم می‌توانند مقاومت ایجاد کنند. این مقاله کمک می‌کند نشانه‌های عبور از مرحله‌ی قدیمی خود را در فکر، احساس، رفتار، بدن و رابطه‌ها تشخیص دهید؛ بدون شعار، بدون نسخه‌پیچی قطعی.

نکته‌ی مهم: در دوره‌ی گذار، مقداری ابهام و نوسان طبیعی است. هدف این نیست که «همیشه خوب» باشید؛ هدف این است که بفهمید چه چیزی در شما در حال جابه‌جا شدن است و چطور می‌شود با کمترین فشار، همدلانه و واقع‌گرایانه جلو رفت.

رنج رشد چیست و چرا طبیعی است؟

«رنج رشد» آن ناراحتیِ قابل‌تحملی است که وقتی از یک الگوی قدیمی فاصله می‌گیرید، بالا می‌آید؛ نه چون مسیر غلط است، بلکه چون مغز با تغییر در عادت‌ها و نقش‌ها، احساس ناایمنی می‌کند. این رنج معمولا با جمله‌هایی مثل این همراه است: «قبلا می‌دانستم چطور باید رفتار کنم، الان نمی‌دانم»، «نکند زیادی تغییر کرده‌ام؟»، «اگر دیگران ناراحت شوند چه؟»

از نگاه روان‌شناسی کاربردی، در گذار چند سازوکار همزمان فعال می‌شود:

  • سوگِ نسخه‌ی قدیمی: حتی اگر آن نسخه به شما آسیب زده، بخشی از هویت، رابطه‌ها یا حس کنترل را تامین می‌کرد. رها کردنش می‌تواند غم داشته باشد.
  • افزایش تحمل ابهام: شما دارید از «قطعیتِ آشنا» به «تجربه‌ی تازه اما نامطمئن» حرکت می‌کنید؛ این تمرینِ عضله‌ی تحمل ابهام است.
  • بازنویسی روایت شخصی: ذهن همیشه داستان می‌سازد. وقتی رفتارها عوض می‌شود، داستان هم باید به‌روز شود و این زمان می‌برد.
  • کاهش اجتناب و افزایش پذیرش: به جای دور زدن احساسات سخت، یاد می‌گیرید با آن‌ها بمانید و بر اساس ارزش‌ها انتخاب کنید.

این رنج وقتی «سالم» محسوب می‌شود که با وجود سختی، نشانه‌هایی از انعطاف، یادگیری و بازیابی انرژی دیده شود. اگر تغییر همراه با فشار مزمن، بی‌خوابی طولانی، بی‌انگیزگی شدید و افت جدی عملکرد است، بهتر است سرعت را تنظیم کنید و حمایت بگیرید (بدون اینکه خودتان را قضاوت کنید).

نشانه‌های شناختی: افکار تکراری کمتر، انعطاف بیشتر، کاهش قطعیت‌خواهی

یکی از روشن‌ترین نشانه‌های عبور از مرحله‌ی قدیمی خود، تغییر کیفیت فکر کردن است؛ نه اینکه «افکار منفی صفر شوند»، بلکه اینکه رابطه‌ی شما با فکرها عوض شود. چند نشانه‌ی شناختی رایج:

  • کم شدن نشخوار فکری: هنوز فکر می‌کنید، اما حلقه‌ی تکرار کمتر گیر می‌کند. مثلا بعد از یک گفت‌وگوی سخت، به جای سه روز مرور جمله‌ها، چند ساعت درگیر می‌شوید و بعد به کارهای روزمره برمی‌گردید.
  • جا باز کردن برای چند احتمال: قبلا «یا عالی یا فاجعه» بود، حالا می‌توانید بگویید: «ممکن است سخت باشد، اما قابل مدیریت است.»
  • کاهش قطعیت‌خواهی: نیاز به اینکه «همه چیز را قبلش بدانم» کمتر می‌شود. مثلا در تصمیم شغلی، به جای گیر کردن روی انتخابِ بی‌نقص، دنبال «معیار انتخاب» و قدم بعدی می‌روید.
  • تشخیص روایت‌های قدیمی: متوجه می‌شوید کِی ذهن دارد یک باور قدیمی را تکرار می‌کند؛ مثل «اگر نه بگویم دوست‌داشتنی نیستم» یا «ارزش من به نتیجه است».

اگر در این مرحله با دوگانه‌های درونی درگیر می‌شوید (مثلا هم می‌خواهید تغییر کنید هم می‌ترسید)، طبیعی است. برای فهم دقیق‌تر این کشمکش‌ها می‌توانید به صفحهٔ تعارض درونی سر بزنید.

نشانه‌های هیجانی: غمِ سالم، ترس قابل‌تحمل، امید واقع‌گرایانه

در گذار، احساسات معمولا «متضاد» می‌شوند. این تضاد نشانه‌ی خراب شدن نیست؛ اغلب نشانه‌ی باز شدن فضای درونی است. سه علامت هیجانیِ مهم:

1) غمِ سالم (نه فرو رفتن در ناامیدی)

ممکن است برای خودِ قدیمی‌تان غصه بخورید: زمانی که زیاد تحمل کردید، زیادی جنگیدید، یا خودتان را کوچک کردید تا تعلق را از دست ندهید. غم سالم معمولا با این ویژگی‌ها همراه است: می‌آید و می‌رود، پیام دارد، و بعد از آن کمی نرم‌تر می‌شوید.

2) ترس قابل‌تحمل (نه وحشت فلج‌کننده)

وقتی مرز می‌گذارید یا نقش‌ها عوض می‌شود، ترس طبیعی است: «اگر رابطه سرد شود؟ اگر قضاوت شوم؟» تفاوت ترس قابل‌تحمل با ترس فرساینده این است که با وجود ترس، می‌توانید قدم‌های کوچک بردارید و بعد از هر قدم، کمی اعتماد به خود جمع می‌شود.

3) امید واقع‌گرایانه (نه خوش‌بینی افراطی)

امید بالغ می‌گوید: «قرار نیست همه چیز سریع درست شود، اما امکان بهتر شدن هست.» مثلا در رابطه‌ی خانوادگی، به جای انتظار تغییر صددرصدیِ دیگران، روی تغییر پاسخ خودتان تمرکز می‌کنید: لحن روشن‌تر، مرزبندی نرم‌تر، واکنش کمتر تکانه‌ای.

اگر به دنبال چارچوبی برای نام‌گذاری و فهم احساسات در این دوره هستید، صفحهٔ هیجانات، نیازها و انگیزش می‌تواند مسیر را روشن‌تر کند.

نشانه‌های رفتاری: مرزبندی نرم، انتخاب‌های کوچک اما پایدار، کاهش اجتناب

تغییر واقعی، بیشتر از شعار، در رفتارهای کوچک دیده می‌شود. نشانه‌های رفتاریِ عبور از مرحله‌ی قدیمی خود معمولا «کم‌صدا» هستند:

  • مرزبندی نرم: به جای قطع رابطه یا انفجار، شفاف و کوتاه می‌گویید: «الان نمی‌تونم» یا «دوست ندارم درباره‌اش صحبت کنم.» (بدون توضیح اضافه و دفاع طولانی).
  • کاهش اجتناب: کاری که قبلا عقب می‌انداختید را در مقیاس کوچک شروع می‌کنید: یک ایمیل کوتاه، یک تماس ۲ دقیقه‌ای، یک قرار درمانده‌کننده را به یک گفت‌وگوی ۱۵ دقیقه‌ای تبدیل می‌کنید.
  • ثباتِ کم‌فشار: به جای جهش‌های هیجانی، انتخاب‌های کوچک اما تکرارشونده دارید: خواب کمی منظم‌تر، زمان کمتر در شبکه‌های اجتماعی، یا برنامه‌ی کاری واقع‌بینانه‌تر.
  • کم شدن رفتارهای جبرانی: کمتر برای آرام کردن اضطراب، خودتان را در کار غرق می‌کنید یا به تایید گرفتن فوری پناه می‌برید.

نمونه‌ی روزمره: کارمندی که قبلا هر درخواست اضافه‌ای را می‌پذیرفت، حالا می‌گوید: «این هفته ظرفیت ندارم؛ اگر اولویت‌بندی کنیم می‌تونم فلان بخش رو انجام بدم.» این نه «پرخاش» است نه «تسلیم»؛ یک تغییر هویتی آرام است.

نشانه‌های بدنی و انرژی: خستگی گذار در برابر فرسودگی؛ توجه به ریتم

بدن معمولا زودتر از ذهن می‌فهمد که چیزی در حال تغییر است. اما همه‌ی خستگی‌ها یک معنا ندارند. گاهی «خستگی گذار» داریم: انرژی صرف یادگیری مهارت جدید (نه گفتن، مدیریت واکنش، تصمیم‌گیری) می‌شود. گاهی هم چیزی شبیه فرسودگی اتفاق می‌افتد: فشار طولانی، بازیابی کم، و احساس تهی شدن.

موضوع خستگی گذار فرسودگی/فشار مزمن
کیفیت انرژی بالا و پایین دارد، بعد از استراحت بهتر می‌شود پایین و ماندگار، حتی بعد از استراحت هم بهبود کم است
ارتباط با معنا با وجود سختی، حس «در مسیر بودن» می‌آید حس بی‌معنایی و بی‌اثری غالب می‌شود
بدن تنش مقطعی، خواب کمی نوسانی تنش مداوم، خواب به‌هم‌ریخته طولانی، تحریک‌پذیری زیاد
رفتار قدم‌های کوچک ادامه دارد اجتناب، بی‌حسی یا انفجارهای مکرر

نکته‌ی کاربردی: در گذار، «ریتم» مهم‌تر از «شدت» است. اگر یک روز پرتنش داشتید، به جای جبرانِ افراطی (مثلا کار تا نیمه‌شب)، یک بازیابی کوچک بسازید: ۱۰ دقیقه راه رفتن، دوش کوتاه، یا خاموش کردن اعلان‌ها.

نشانه‌های رابطه‌ای و ارزشی: تغییر نقش‌ها، تحمل نارضایتی دیگران، تصمیم‌های هماهنگ با ارزش‌ها

وقتی از مرحله‌ی قدیمی عبور می‌کنید، رابطه‌ها بی‌تاثیر نمی‌مانند؛ چون شما در یک «نقش» ثابت نبوده‌اید، بلکه در یک الگوی تعاملی بوده‌اید. تغییر شما، سیستم را تکان می‌دهد: خانواده، شریک عاطفی، دوستی‌ها، تیم کاری.

نشانه‌های رابطه‌ای

  • تحمل نارضایتی دیگران: وقتی «نه» می‌گویید، ممکن است دیگری دلخور شود. نشانه‌ی رشد این است که فوری عقب‌نشینی نکنید تا دلخوری را صفر کنید.
  • گفت‌وگوی روشن‌تر: کمتر کنایه، کمتر سکوتِ تنبیهی، بیشتر جمله‌های ساده: «من این شرایط رو دوست ندارم، می‌خوام درباره‌اش حرف بزنیم.»
  • تغییر نقش‌ها: مثلا کسی که همیشه «حل‌کننده‌ی مشکل» بوده، یاد می‌گیرد همه را نجات ندهد. یا کسی که همیشه «ساکت» بوده، کم‌کم در جلسه نظر می‌دهد.

نشانه‌های ارزشی

این بخش شاید مهم‌ترین علامت باشد: تصمیم‌ها کمتر بر اساس «حالِ لحظه» و بیشتر بر اساس «ارزش‌ها» گرفته می‌شوند. ارزش یعنی جهت‌نما، نه هدف یک‌باره. مثال‌ها:

  • اگر ارزش شما «سلامت» است، در اوج استرس هم به خواب و غذا بی‌توجهی مطلق نمی‌کنید.
  • اگر ارزش شما «احترام» است، حتی در اختلاف خانوادگی، لحن را مدیریت می‌کنید و بعد از آرام شدن، گفت‌وگو را ادامه می‌دهید.
  • اگر ارزش شما «یادگیری» است، اشتباه را مساوی بی‌ارزشی نمی‌بینید.

اگر در این مرحله با «باید»های سنگین و «خواستن»های واقعی گیر می‌کنید، خواندن صفحهٔ دوگانگی خواستن و باید می‌تواند کمک کند بفهمید کدام بخشِ شما از تغییر می‌ترسد و کدام بخش به سمتش کشیده می‌شود.

چه چیزهایی شبیه رشد هستند اما رشد نیستند؟ (و اگر گیر کرده‌ام چه کنم؟)

در فضای شبکه‌های اجتماعی، بعضی رفتارها شبیه «رشد» نمایش داده می‌شوند، اما در عمل می‌توانند شکل دیگری از اجتناب یا کنترل باشند. چند مورد رایج:

  • سرکوب احساس: اینکه بگویید «دیگه هیچ چیزی مهم نیست» و به غم یا خشم فرصت ندهید، بیشتر بی‌حسی است تا رشد.
  • کمال‌گرایی در لباس تغییر: اینکه بخواهید یک‌باره آدم «کاملا جدید» شوید، اغلب همان فشار قدیمی است با بسته‌بندی جدید.
  • تغییر شتاب‌زده: تصمیم‌های بزرگِ پشت سر هم (قطع رابطه، استعفا، مهاجرت، شروع پروژه‌های سنگین) بدون زمان برای هضم و ارزیابی.
  • قطع ارتباط به اسم مرز: مرز سالم یعنی وضوح + احترام. حذف ناگهانی دیگران، گاهی فرار از گفت‌وگوی سخت است.

چرا گیر می‌کنیم؟ نقش نیازها در مقاومت

مقاومت همیشه «لجبازی» نیست؛ اغلب تلاش بدن و ذهن برای تامین نیازهاست:

  • امنیت: نسخه‌ی قدیمی، قابل پیش‌بینی بوده.
  • تعلق: تغییر ممکن است واکنش اطرافیان را عوض کند.
  • خودمختاری: شاید سال‌ها با «باید» زندگی کرده‌اید و حالا انتخاب کردن می‌ترساند.
  • شایستگی: تازه‌کار بودن در مهارت‌های جدید (مرزبندی، گفت‌وگو) حس ناکافی بودن می‌دهد.
  • معنا: اگر جهت روشن نباشد، انرژی تغییر کم می‌شود.

راه‌حل‌های کم‌فشار وقتی گیر کرده‌اید

  1. به نیاز پشت مقاومت برگردید: بپرسید «الان دقیقا از چی محافظت می‌کنم؟ امنیت؟ تعلق؟ آبرو؟»
  2. قدم را کوچک کنید: تغییر ۱ درصدی بهتر از جهش ۵۰ درصدیِ ناپایدار است.
  3. ابهام را زمان‌بندی کنید: به جای حل کردن همه چیز، برای فکر کردن ۱۵ دقیقه زمان بگذارید و بعد به زندگی برگردید.
  4. حمایت اجتماعی قابل اعتماد: یک دوست امن، همکار بالغ، یا فضای گفت‌وگوی حرفه‌ای می‌تواند گذار را قابل تحمل‌تر کند.

گاهی نشانه‌ی رشد این نیست که «دیگر نمی‌ترسم»، بلکه این است که می‌فهمم ترسم درباره‌ی چیست و با وجود آن، قدم کوچک برمی‌دارم.

تمرین‌ها و قدم بعدی (کوچک، قابل انجام، قابل سنجش)

تمرین ۳ تا ۷ دقیقه‌ای: نام‌گذاری تجربه + بدن‌آگاهی کوتاه + انتخاب ارزش‌محور

  1. نام‌گذاری (۱ دقیقه): یک جمله بنویسید: «الان بینِ … و … گیر کرده‌ام.» مثال: «بینِ راضی نگه داشتن دیگران و احترام به زمانم گیر کرده‌ام.»
  2. بدن‌آگاهی (۲ دقیقه): توجه را به سه نقطه ببرید: فک، شانه‌ها، شکم. هر جا تنش هست، فقط نام ببرید (مثلا «فک سفت»). بدون تلاش برای حذف.
  3. تنفس (۱ دقیقه): ۴ ثانیه دم، ۶ ثانیه بازدم. ۶ بار تکرار.
  4. انتخاب ارزش‌محور (۱ تا ۳ دقیقه): بپرسید «در ۲۴ ساعت آینده، کوچک‌ترین کاری که با ارزش من هماهنگ است چیست؟» یک اقدام خیلی کوچک انتخاب کنید (مثلا «یک پیام کوتاه و محترمانه برای تعیین مرز»).

۳ تا ۵ قدم برای یک هفته‌ی آینده

  • دو بار در هفته یک «نهِ کوتاه» تمرین کنید: یک درخواست کوچک را با جمله‌ی ساده رد کنید (بدون توضیح اضافه).
  • سه روز ۱۵ دقیقه زمان مشخص برای فکر کردن به موضوع اصلی بگذارید؛ خارج از آن زمان، هر وقت ذهن برگشت، بگویید «زمانش بعدا» و به کار برگردید.
  • یک گفت‌وگوی روشن با یک نفر امن داشته باشید: فقط وضعیت را توضیح دهید، نه اینکه ثابت کنید حق با شماست.
  • یک انتخاب کوچک در راستای ارزش (سلامت/یادگیری/احترام/خانواده) انجام دهید و در پایان روز یک خط ثبت کنید: «امروز این کار را کردم چون…»
  • یک بازیابی کوتاه ثابت بسازید: هر روز ۱۰ دقیقه پیاده‌روی یا کشش بدن، ترجیحا در یک ساعت مشخص.

راهنمای کوتاه برای تنظیم واکنش‌ها در لحظه (وقتی تحریک می‌شوم)

  1. مکث ۳ ثانیه: فقط توقف.
  2. نام‌گذاری: «الان اضطراب/خشم/شرم آمده.»
  3. نیاز زیرش: «الان نیازم امنیت است یا احترام یا دیده شدن؟»
  4. پاسخ کوچک: یک جمله یا اقدام کوچک انتخاب کنید که هم محترمانه باشد هم همسو با ارزش‌ها (مثلا «الان آماده‌ی جواب نیستم، بعدا برمی‌گردم»).

جمع‌بندی

نشانه‌های عبور از مرحله‌ی قدیمی خود معمولا در یک نقطه‌ی خاص و ناگهانی ظاهر نمی‌شوند؛ بیشتر شبیه تغییر فصل‌اند: کم‌کم، با روزهای آفتابی و ابری. در فکرها، انعطاف و کاهش قطعیت‌خواهی دیده می‌شود؛ در احساسات، غم و ترسِ قابل تحمل کنار امید واقع‌گرایانه می‌نشیند؛ در رفتارها، مرزبندی نرم و انتخاب‌های کوچک اما پایدار شکل می‌گیرد. بدن هم پیام می‌دهد: خستگیِ گذار با ریتم و بازیابی بهتر می‌شود، اما فشار مزمن نیاز به تنظیم سرعت و حمایت دارد. اگر گیر کرده‌اید، به جای جنگیدن با خود، به نیازهای پشت مقاومت برگردید و قدم‌ها را کوچک کنید. تغییر، وقتی انسانی و پایدار است که همزمان «واقعیت امروز» و «جهت ارزش‌ها» را ببیند.

پرسش‌های متداول

از کجا بفهمم ناراحتی‌ام طبیعی است یا نشانه‌ی فشار زیاد؟

اگر با وجود ناراحتی، هنوز می‌توانید قدم‌های کوچک بردارید، بعد از استراحت کمی بازیابی کنید و حس «در مسیر بودن» دارید، احتمالاً با خستگیِ گذار طرفید. اما اگر مدت طولانی بی‌انرژی هستید، خواب و تمرکز به‌هم ریخته و عملکرد روزانه افت کرده، بهتر است شدت تغییر را کم کنید، حمایت بگیرید و به نیازهای پایه مثل خواب و مرزهای کاری توجه کنید.

چرا وقتی بهتر می‌شوم، غم می‌آید؟

چون بخشی از شما دارد با یک نسخه‌ی قدیمی خداحافظی می‌کند؛ نسخه‌ای که شاید سال‌ها برای بقا، تعلق یا کنترل ساخته شده بود. غم در اینجا می‌تواند نشانه‌ی پردازش و هضم باشد، نه عقب‌گرد. مهم این است که غم را سرکوب نکنید و همزمان در آن غرق نشوید: نام‌گذاری، مکث و یک اقدام کوچک ارزش‌محور کمک می‌کند.

اگر اطرافیان از تغییر من ناراحت شوند چه؟

نارضایتی دیگران همیشه به معنی اشتباه بودن تغییر شما نیست. وقتی نقش‌های قدیمی تغییر می‌کند، سیستم رابطه‌ای واکنش نشان می‌دهد. مرزبندی سالم یعنی وضوح و احترام: کوتاه، بدون تحقیر، بدون توضیح دفاعی طولانی. اگر گفت‌وگو ممکن است، درباره‌ی نیازها صحبت کنید؛ اگر نه، ثبات رفتاریِ آرام معمولا از بحث‌های طولانی موثرتر است.

آیا تغییر هویت یعنی باید آدم قبلی را کاملا کنار بگذارم؟

نه. در بسیاری از گذارهای سالم، بخشی از ویژگی‌های قبلی حفظ می‌شود و فقط افراط‌ها تعدیل می‌شوند. مثلا «مسئولیت‌پذیری» می‌ماند اما «خودفرسایی» کمتر می‌شود؛ «مهربانی» می‌ماند اما «راضی نگه داشتن همه» کم می‌شود. هدف، یک نسخه‌ی نمایشی و بی‌نقص نیست؛ هدف، انعطاف و هماهنگی بیشتر با ارزش‌هاست.

چرا با وجود تصمیم، باز هم دودل می‌شوم؟

دودلی در گذار طبیعی است چون ذهن می‌خواهد خطر را کم کند و آینده را پیش‌بینی کند. به جای تلاش برای حذف دودلی، آن را به اطلاعات تبدیل کنید: «کدام نیازم نگران است؟ امنیت؟ تعلق؟ شایستگی؟» سپس قدم بعدی را کوچک کنید و برای فکر کردن زمان محدود بگذارید. این کار جلوی تبدیل دودلی به تحلیل‌زدگی را می‌گیرد.

چه کنم که تغییرم پایدار شود؟

روی ریتم و تکرار سرمایه‌گذاری کنید، نه روی هیجان. یک یا دو رفتار کوچک را انتخاب کنید (مثلا یک مرز کوتاه در هفته + ۱۰ دقیقه بازیابی روزانه) و ثبت کنید چه زمانی انجام شد. همچنین، یک «قدم بعدی» مشخص داشته باشید: مطالعه‌ی یک مطلب مرتبط، گفت‌وگوی روشن با یک نفر امن، یا تمرین مکث در لحظه‌های تحریک.

نگار شریفی نویسنده و پژوهشگر روان‌شناسی کاربردی در «مجله آگاهی» است. او با رویکردی دقیق و انسان‌محور، تجربه‌های ذهنی و هیجانی را بررسی می‌کند و مقاله‌هایی روشن و قابل‌اجرا می‌نویسد. تمرکز او کمک به خواننده برای دیدن ریشه‌ها، تنظیم واکنش‌ها و ساختن تغییرهای کوچک اما ماندگار در کیفیت زندگی و روابط است.
نگار شریفی نویسنده و پژوهشگر روان‌شناسی کاربردی در «مجله آگاهی» است. او با رویکردی دقیق و انسان‌محور، تجربه‌های ذهنی و هیجانی را بررسی می‌کند و مقاله‌هایی روشن و قابل‌اجرا می‌نویسد. تمرکز او کمک به خواننده برای دیدن ریشه‌ها، تنظیم واکنش‌ها و ساختن تغییرهای کوچک اما ماندگار در کیفیت زندگی و روابط است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 + 5 =